راحت شدم
قبلا هر جا چیزی مینوشتم سریع لو میرفتم
دوست نداشتم کسی منو بشناسه
هرچی مینوشتم یه رنگ غیر خدایی به خودش می گرفت
ولی الان فقط من میدونم و خدای خودم
حالا هرکس میخواد بیاد و بخونه بخونه
ولی من فقط برای خدا مینویسم
فقط برای خدا
شاید خدا دلش برام سوخت
اونی که دنبالش هستم رو بهم داد
دیگه مناجاتهای روی موتور رو میام اینجا مینویسم
دیگه چادر گریه های شبانه رو اینجا علم میکنم
هر کی خواست بیاد تو باهم گریه کنیم بیاد
خوبه که نه من اونو میشناسم و نه اون منو
پس بیا با هم گریه کنیم
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment